#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_174
می خوام بدونم ارغوان دلش باکسی نیست؟
می خوام بدونم من رو لایق وجود ِ پاکش می دونه؟
اگه پای کسی هست باور کن من عقب می رم چون تو برام خیلی با ارزشی.
کف دستانم علنا می لرزید و هردو کف عرق کرده بودند که کنار شلوارم چسباندم و عرقش را خشک کردم و باچندقدم نامطمئن عقب رفتم و سرم را آرام به طرفین تکان می دهم و:
این علاقه شما اشتباه ِ ... من... من...
نفس عمیقی کشیدم و چشمانم را بستم:
من به درد شما نمی خورم چون... چون من با شما خیلی فاصله داریم... من... چجوری بگم...
نمی تونم.
سریع عقب گرد کردم و تا خواستم حرکت کنم سینه به سینه شخصی شدم و با حس کردن عطرمطبوعش از وحشت و هراس مردک چشمانم گشاد شد و لب هایم لرزید.
ترس ووحشت از شنیدن حرف هایمان قلبم را تلاطم پرصدایی دعوت شد که زمزمه ای ماتش را شنیدم:
پس قضیه شما دوتا...
پس چرا من نفهمیدم که...
نگاه کلافه و بی قراری حوالم کرد و با فوت کردن هرم نفسش ازم فاصله گرفت ووسربه ریز و کمری خمیده سمت سویت قدم زنان رفت.
اشک هایم ناخواسته ریزش کردند و تا خواستم چندقدم جلو بروم و مانع رفتن کیارش شوم صدای خشدار محسن را شنیدم:
چرا فکر می کنی لایقت نیستم که پسم زدی؟
romangram.com | @romangram_com