#هورزاد_ملکه_آتش_پارت_151


- من قدرت هایم را نمی‌دانم. باید چه کنم؟!

سیمبر:«بانو، من تمام قدرت های شما را می‌دانم، لیکن اگر من قدرت های شما را بگویم، عمل نخواهند کرد. باید خودتان آنان را بیابید.»

به فکر فرو رفتم. باید چی‌کار کنم! نمی‌دونم چه‌طور باید قدرت‌هام رو پیدا کنم.

سوالم رو به زبان آوردم، که لبخند دلنشینی زد.

کلاه شنل قرمز رنگم رو، روی موهام گذاشتم و از کلبه بیرون اومدم.

دو تا سرباز، که پایین پله های ورودی کلبه ایستاده بودن، سریع به طرفم برگشتن و بعد از احترام، یکیشون گفت:

- بانوی من، جایی می‌روید؟

درحالی که از کنارشون رد می‌شدم، گفتم:

- آری، می‌خواهم کمی قدم بزنم.

دو نفرشون، پشت سرم راه افتادن. وایستادم و بااخم به طرفشون برگشتم.

- گفتم می‌خواهم کمی قدم بزنم، آن هم تنها!

گفتند:


romangram.com | @romangram_com