#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_141
انگشت اشاره اشو تهديد وار جلوم تکون ميده .
-نبايد بذاري انگشت هيچکس بهت بخوره ...فهميدي ؟
حالت متفکري به خودم ميگيرم و ميگم:
-سعي خودمو ميکنم
دوباره دستاش بازومو اسير ميکنه .
فشاري به بازوم ميده که فوري ميگم :
-آي آي آي باشه باشه قول ميدم ...نذارم انگشت هيچ کس بهم بخوره ...قول ميدمممم
*
عذاب وجدان ديوونم ميکنه .
من بهش قول داده بودم و حالا چه بي شرمانه جلوي روش اجازه دادم يکي دست به تن و بدنم بکشه .
گوشيم توي کيفم ميلرزه .
از توي کيفم درش ميارم .
يه اس ام اس از طرف رايانه.
نفسهام به شماره ميوفته .
چند وقته که اس ام اسش روي گوشيم نيوفتاده ؟
دستاي لرزونمو به حرکت در ميارم و اس ام اسو باز ميکنم .
-بيا بالا
ابروهام بالا ميپرن .
چشمام اوتوماتيک به جاي خالي رايان ميوفته .
romangram.com | @romangram_com