#حصار_تنهایی_من_پارت_1036


- براي چي برش گردونم؟...اون يه معتاد عوضي بود که از زندگي راحتش کردم!

- انسان که بود؟ چرا مثل يه حيوون کشتيش؟! مگه ازت چي مي خواست؟ يه ذره مواد. خب مي گفتي ندارم. چرا اونجوري کشتيش؟

- يعني تمام اين بد رفتاريات بخاطر ليلاست؟!

- آره بخاطر اونه... هيچ وقتم رفتارم با تو عوض نمي شه.

- کينه اي هستي.

- نيستم. کاراي تو کينه ايم کرده. تا زماني که ليلا رو برنگردوني، اوضاع همينه. مگر اينکه بخواي منو بکشي يا بفروشيم.

- اون دوستت لياقتش فقط مردن بود.

- قدر و اندازه ی لياقت ديگران رو تو مشخص مي کني؟

کلافه شد. چند قدم راه رفت. پشت ميز رو به روم وايساد و گفت:

- ليلا مرده. بفهم... چطور زندش کنم؟

- اين ديگه مشکله توئه نه من!

- آخه اين دختره کيه که هر چي مي شه مي گي ليلا ...ليلا؟

- دوستم... بهترين همدم تنهاييم و بي کسيم.

romangram.com | @romangram_com