#همیشه_یکی_هست_پارت_117

- خوب دارم ميبينم ولي مال كيه ؟

- نگران نباش مال خودمه . امشب و بپوشش بعدا ازت پس ميگيرمش . آخه اون روز كفش نخريدي با كتوني كه نميتوني بري .

با خجالت ازش قبول كردم يه كيف دستي كوچيكم در آورد دستم داد . نگاهي بهم كرد و گفت :

- بلبل مثل يه تيكه ماه شدي . فكر نميكردم با يه كار كوچيك انقدر عوض بشي .

- 4 ساعته داري رو صورتم كار ميكني اونوقت ميگي يه كار كوچيك ؟

- اون به خاطر چيز ديگه بود وگرنه در اصل كاري نكردم . حالا بايد آرايشت كنم .

- بيخيال شو سها . همينم مونده با اين قيافه برم بشينم جلوي دكي .

- دكي كيه ؟

- هيچي بابا نميشناسيش . بيخيال اين يكي شو سر جدت .

- باشه همينجوريم خوبي. ولي كاش ميذاشتي يه آرايش كوچيك بكنم برات .

- حالا ميشه خودم و ببينم ؟

سها از توي كيسش يه آينه در آورد و گرفت جلوم گفت :

- دارا دارام اينم از بلبل جديد .

توي آينه نگاه كردم . اصلا باورم نميشد كه خودم باشم . خودم بودما ولي انگار يكي ديگه بود . اصلا گيج شده بودم . آينه رو از دست سها گرفتم . ابروهاي صافم و فقط يكم تميز كرده بود كه با همون يه ذره تميز كاري كلي عوض شده بودم . تازه چشماي درشتم معلوم شده بود . خبري هم از موهاي پشت لبم نبود . نگاهم افتاد روي موهام . با اينكه كوتاه بود ولي همش و سشوار كشيده بود و ل*خ*ت به سمت بالا حالت داده بودشون . هنوز مات خودم شده بودم . اين ديگه نميتونست بلبل باشه . پس اين كي بود كه تو آينه بهم زل زده بود ؟

يه دختر بود . ديگه از اون تيپ و قيافه و مدل پسرونه خبري نبود . الان يه دختر رو به روم بود . سها خنديد و گفت :

- بسه دختر انقدر خودت و نگاه نكن تموم شدي .

سرم و با گيجي گرفتم بالا و گفتم :

- سها من كيم ؟

سها آينه رو ازم گرفت و سر جاش گذاشت بازوهام و گرفت و گفت :

- الان تو يه دختر خوشگلي . كه ميخواي بري عروسي .

- من بلبلم ؟

- معلومه كه بلبل نيستي . بلبل اين شكلي بود ؟

سرم و به علامت نه تكون دادم .

- پس بلبل نيستي .


romangram.com | @romangram_com