#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_289

دستش و تو موهام برد ، آروم رو پیشونیم ، روی بینیم ، و لرزش دستای ظریفش رو
لبهام ، کپ کرده بودم و توان حرکت نداشتم ، میترسیدم حرکتی کنم و از خوابی که
میدیدم بیدارشم
برای لحظه های شیرینم لب تو داره بهترین مزه
لبای سرخش و خیس کرد و دورم با آهنگ چرخید.
چقدر دوست داشتن تو شیرینه تو رنگ چشمات به دل میشینه تو رو من دوست
دارم تا اونجایی که آدم واسه حوا میمیره
دستم و گرفت و رو مبلی که کنارم بود هولم داد ، هی آب دهنم و قورت میدادم ،
نفسام به شمار افتاده بود ، قلبم با هیجان خودش و میکوبید ، ولی فرشته روبروم
قصد نداشت دست برداره چقدر دوست داشتن تو شیرینه تو رنگ چشمات به دل
میشینه
دستاش و پشت چشام کشید و وادارم کرد چشام و ببندم تو رو من دوست دارم تا
اونجایی که آدم واسه حوا میمیره

که آدم واسه حوا میمیرههههههههههه
هرم نفساش و رو صورتم حس میکردم ، چشام و باز کردم ، به نرمی از رو پام بلند
شد ، رو بروم ایستاد و نقاب و با حرکت دستاش برداشت ، چشاش خوشگل تر از
همیشه به چشم میومد ، مسخ نگاش شدم ، این دختر خارج تحملم بود ، نفس
گشیدن یادم رفته بود ، فقط مات حرکات ظریفش ، بدن رو فرمش ، لبهای پرش شده
بودم و چشایی که بی نهایت میخواستمش ، از جام بلند شدم ، یک قدم عقب رفت
و با آهنگ سرش و به معنی نه تکون داد واسه داشتنت جونمم میدم تو چشمای تو
من عشق و دیدم کنار تو دنیا چه جذابه تو رو من تو آغوشم میگیرم
دیگه نتونستم طاقت بیارم و تو آغوشم حل شد ، این دختر و میخواستم ، با تموم
وجودم میخواستمش . خیره به چشاش شدم ، بلندش کردم و عقب عقب رفتم و رو
مبل نشستم ، دستش و رو بازوهام میکشید و با آهنگ لبخونی
میکرد
تو خوبی که دنیا واسم خوبه نباشی تو دنیام چه آشوبه تو تنها دلیلی واسه قلبم که
تو سینه هر لحظه میکوبه
دستاش تو موهام قرار گرفت ، انگشتاش و پشت چشام کشید و دوباره چشام بسته

romangram.com | @romangram_com