#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_284
بدبختیای من اونه. ولی اشتباه میکنه هیچ کس اندازه خودم مقصر نیست ، چون کور
کورانه عاشق یک زن هرزه شدم.
اشکاش و پاک کرد ، روی تخت نشست ، بهم خیره شد:
-اگه بهت گفته زنشه دروغ گفته ، آرتام هیچ وقت به اون زن نگاهم نمیکرد چه برسه
به اینکه بیاد ، زن خیانت کار بهترین دوستش و بگیره ، اگه دیدیشون باهم ، اگه
تلفناش و شنیدی بدون آرتام دنبال انتقامه ، هیچ وقت هیچ کاری رو بدون جواب
نمیذاره .
-نذار آیناز خانوم ،نذار زندگیت خراب شه ، تو میتونی جلوش و بگیری .
-نمیتونم آقا سهیل نا چند روز دیگه قرار دادمون به پایان میرسه.
بهم خیره شد ، این مرد درد دیده رو مثل داداشم دوست داشتم:
-تو مثل خواهرم میمونی ، اگه درام این حرف و بهت میزنم بد برداشت نکن ولی مردا
دنبال یکذره توجهن ، یکذره عشق...
وسط حرفش پریدم:-ولی من عاشقشم خیلی دوستش دارم با درد خنیدید:
-بهش گفتی تاحالا؟ عشق و تو چشات ریختی ؟ بهش فهمونی که مردته؟ مردا توجه
میخوان تو یک قدم بردار آرتام باسر میاد پیشت.
-شما از کجا میدونی که من و دوست داره؟ زهر خندی زد:
-جون خودم عاشق بودم وقتی واسم تعریف میکردی از همون اول دیدارتون ، فهمیدم
داداشم دلش و باخته ، آرتام همیشه میگفت از دخترای جسور خوشش میاد ، تو هم
جسوری هم خانوم ، از نظر تیپ و قیافه هم چیزی کم نداری.
با خجالت سرم و پایین انداختم:
-برو خونه ، برو به داداشم بفهمون که بهتر از انتقام ، زندگیتونه که میشه شیرین
بشه . تو یک دختری و مطمئنا بلدی یکی مثل آرتام و که برخلاف قیافه مغرورش ،
قلبی داره ، مهربون و یک تکیه گاه عالیه ، ببخشش زن داداش و زندگیت و نگه دار
حتی اگه چند روز مونده باشه.
از حرفاش انرژی گرفتم ، روشنم کرده بود ، با اینکه صداش از ناراحتی بم بود ، با
اینکه چشاش پر از اشک بود ولی درکم کرد.
از جام بلند شدم با لبخند گفتم:
-نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم شما مثل برادر نداشتم میمونین و واقعا ازتون
romangram.com | @romangram_com