#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_283
-آتوسا عوض شده بود بهتره بگم بدتر شده بود ، بهونه گیریای الکی ، هرروز کلاسای
بیخودی ، هر هفته موهاش و یک رنگ میکرد ، گوشیش حتما باید عوض میشد ، با
هر پسری لاس میرد حتی وقتی هم که من کنارش بودم . تا اینکه فهمیدم حامله ،
خوشحال شدم خیلی ، ولی اون دیوونه شده بود ، خودش و به درو دیوار میزد بچه
سقط بشه ، یکبار دیدم قرص میخورد ، کارم شده بود کشیکش و کشیدن . پاش و تو
یک کفش کرده بود که من این بچه رو نمیخوام و کار خودش و کرد ، رفت و بچه رو
انداخت . اون روز خون جلو چشام و گرفته بود زدمش به حد مرگ زدمش ، انقدر که
دست خودمم خون میومد ، 6هفته زندونیش کردم مثل مرده ها شده بود.
دکتر گفت دیگه حامله نمیشه ، خوشحال بود ولی من داشتم جون میدادم .
یادمه از روزی که تو گوش داداش زده بودم بهش گفتم دیگه نمیخوام ببینمش ، رفت
، داداشم رفت ولی همیشه سایش بود همه جا وقتی کار نداشتم به دوستاش گفت
من و تو شرکتشون بپذیرن با اینکه فقط لیسانس بودم . وقتی پول نداشتم میرسوند
بدون اینکه اسمی ازش به میون بیاد ، داداشم اهل خیانت نبود و نیست ، اون هیچ
وقت به آتوسا نگفت ولم کنه.
باشنیدن حرف آخرش موجی از آرامش تو وجودم تزریق شد.
-آتوسا خودش کثیف بود . و روز آخر که دیدمش با یک مرد دیگه تو خونه ی من تو
اتاق مشترکمون ، رو تختم .
شکستم ، خورد شدم .
آرتام بازم اومد پیشم ، کمکم کرد، طلاقشو ازم گرفت ، میخواست سنگسارش کنه
ولی نذاشتم . بعدم که کارم به بیمارستان روانی کشید چون 6بار خودکشی کردم.
واسه یک زن کثیف میخواستم گناه کبیرو ور به جون بخرم .من احمقم
تو سر خودش میزد و گریه میکرد ، آستینش و گرفتم و ازش خواستم آروم باشه ،
کمکش کردم و رو تخت خوابوندمش ، آبی دستش دادم و منتظر شدم بخوابه
چشاش و بست ولی ادامه داد:
-حتی الانم میبینم حمایتاش و بدون اینکه دیده بشه ، میاد و به پرستارا پول میده تا
هوام و داشته باشن ، هر روز دکتر جدید بالا سرم میاره . اتاقم و پر از گل میکنه . اون
نمیاد جلو چون فکر میکنه اون تو برادریمون کم گذاشته ، فکر میکنه باعث تمام
romangram.com | @romangram_com