#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_196
خرید گفتم خرید که پا پیچ نشه.
-زود برگرد
لبخندی زدم و سری تکون دادم، سریع سوییچ و برداشتم و به سمت در رفتم دستی
تکون دادم:
-خدافظ
هنوز دست به سینه نگام میکرد:
-تند نری ها ، مواظب خودت باش بدون جواب دادن در و بستم.
از شنیدن جمله مواظب خودت باش ، حس های خوبی بهم دست داد . حس اینکه
واسش مهمم ، چی میشد اگه واقعا دوسم داشت .
دزدگیر و زدم ولی بجای ماشین خودم ، چراغ های بی ام و آرتام روشن و خاموش شد
.
وای من اشتباهی سوییچ اون و برداشتم . لبخندی زدم و سریع نشستم پشتش ، چه
اشکال داره شوهرمه باید ماشینش و بهم بده...
---------------------------------------
لالا لا لا لالا لالا لالا لالا
هو هو هوو هوووو
همه رازت یک طرف چشمای نازت یک طرف ندیدم چشمی رو که تو نخ چشم تو
نرفت یاد تو یار منه سکه بازار منه من گرفتار تو ام عشق گرفتار منه تو میخواستی
بری راستی تو جوابم میکنی خونه خرابم میکنی آخه لیلی تو رو خیلی تو رو وست
داره دلم تو رو کم داره دلم
وای تو رو کم داره دلم
همه رازت یک طرف چشمای نازت یک طرف ندیدم چشمی رو که تو نخ چشم تو
نرفت یاد تو یار منه سکه بازار منه من گرفتار تو ام عشق گرفتار منه
با سرعت پیچیدم تو خیابون اصلی انگار داری پرواز میکنی اصلا حس نمیشه که
الان ماشین زیر پاته، از بچگی عشق سرعتو رانندگی بودم ،قبلنا پیست رالی میرفتم
ولی از سوم دبیرستان که درسام سنگین شد نرفتم دیگه.
-کجا میخوای بری آیناز؟؟؟ به سمتش برگشتم:
-نمیدونم هرجا تو میگی؟؟؟
romangram.com | @romangram_com