#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_173


پله چهارم: تازه داشتم از بهت بیرون میومدم ، تازه داشت خشم سراسر وجودم و
میگرفت ، تازه داشتم به دستام که تو دستاش بود خیره میشدم
پله پنجم:دستم و با سرعت از دستش بیرون کشیدم و با خشمی که از توهینش
بدنم و لرزونده بود و نفسام و تندتر کرده بود به چشاش که رنگ تعجب و گرفته بود
خیره شدم -معنی این کارا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با صدای بلندم ، خودمم غالب تهی کردم ولی آرتام خونسرد من و کشید سمت
خودشو به سمت اتاقش رفت ، هرچقدر تقلا کردم فایده نداشت اون با آرامش من و
تو بغل گرفت و به سمت اتاقش رفت.
من وروی تخت نشوند و خودش روی مبلش نشوند ، نفس عمیق کشیدم و سعی
کردم آروم باشم ، دست به سینه بهش نگاه کردم
-چرا عروسی رو جلو انداختی ؟؟؟؟ چرا گفتی ما باهم هماهنگیم ؟؟؟ چرا باعث شدی
مامانم ازم ناراحت شه ؟؟؟ من اینجا چیم لولو سرخرمن ؟؟؟ منم قراره تو اون خونه
لعنتی زندگی کنم نباید بهم میگفتی که حتی باغ هم رزرو کردی ؟؟؟ نباید بهم
میگفتی که قراره به این زودی تو رو تحمل....
با عصبانیت از جاش بلند شد که من نطقم کور شده با دندونای ساییده شده بهم
نزدیک شد. دستش و روی تخت گذاشت و روم خم شد و با چشایی که از فرط
عصبانیت سوسو میزد تقریبا داد زد:
-دور برداشتی؟؟؟ فکر کردی شخصیت مهمی که باهات هماهنگ کنم نازتو بکشم که
عزیزم اگه اجازه بدی بیارمت خونه آرزوهام ، خونه ای که از عشق تو ساختم، عشق
بازی کنیم؟؟؟؟ منتظر ورود کوچولوهامون شیم
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تو فکر کردی واسه چشم و ابروته که عروسی رو سه ماه جلو
انداختم ؟؟ از هولمه که همچین هولویی گیرم اومده؟؟؟ تحمل ندارم ؟؟؟؟ فکر کردی
تحملت همینجوری آسونه که بخوام حالا تو زیر یک سقف باهات باشم
با ترس و دهن باز نگاش میکردم ، اصلا نمیتونستم بفهمم چرا انقدر زود داغ کرد،
مگه من چی گفتم ؟؟ نباید عصبی میشدم واسه حقی که داشتم؟

فقط زل زده بودم تو چشاش ولی نمیدونم کی چشام از نم اشک برق زد، کلافه از روم
بلند شد و دستش و مرتب تو موهاش میکشید . طول و عرض اتاق و طی میکرد ولی

romangram.com | @romangram_com