#فانوس_پارت_181

ـ بخاطر خوبیاشه که الان اینجام وگرنه دیگه حاضر نبودم حتی تو صورتش نگاه کنم.

ـ داری اشتباه میکنی. به جای خورد کردنش الان باید پشتش باشی باران.

با پوزخند گفتم: پشتش باشم؟ مگه من چی کارشم؟

کلافه گفت: درحال حاضر برای اون همه کسی. خواهرش دخترش مادرش. بفهم باران.

ـ من اگه بخوام از این همه مسئولیت استعفا بدم باید چی کار کنم؟

ـ بهت عادت کرده. اینجوری خوردش نکن.

ـ اون منو خورد میکنه هیچی نیست؟ به شخصیت من توهین میکنه هیچی نیست؟ بامن مثل یه حیوون رفتار میکنه هیچی نیست؟

باتعجب گفت: اون کی همچین کارایی کرده؟

سرم رو پایین انداختم وگفتم: میتونست این کارا رو بکنه. مشکل منم همینه که چرا نکرده.

پوزخندی زد وگفت: حالا بهت شخصیت داده حقش اینه که لهش کنی؟

ـ بحث سر این حرفا نیست ایمان... نمیتونی درک کنی.

romangram.com | @romangram_com