#فقط_من_فقط_تو_پارت_257

نه ای که پتک شد و کوبیده شد تو سرم و سرمو دلمو با هم شکوند.

حالا چی ازم مونده؟ یه دل شکسته و یه غرور خورد شده. شیدا غرورمو ندیدی که به خاطر تو شکوندمش؟؟؟

دلمو ندیدی که این جوری پا گذاشتی روش؟؟؟؟؟

به زور از جام بلند شدم. با قدمهای سستی خودمو به آسانسور رسوندم. منتظر مونم تا پایین بیاد.

دیگه جونی برام نمونده بود. تحلیل رفته بودم. در عرض همین چند دقیقه کمرم شکسته بود.

آسانسور ایستاد و سوار شدم. دستم رفت سمت دکمه ها و نم یدونم چی شد که به جای طبقه اتاقم عدد آخرین طبقه رو زدم.

آسانسور بالا رفت و پیاده شدم. رفتم سمت پشت بوم.

الان واقعا" به سکوت و آرامش اینجا احتیاج داشتم.

رفتم و تکیه دادم به لبه پشت بوم و به آسمون نگاه کردم.

خدایا این حق من نبود. چرا ؟؟؟؟ چرا منو نخواست ؟؟؟؟ چرا گفت نه ؟؟؟؟؟ اون که برای زخمی شدنم اشک ریخت ؟؟؟؟ اونکه موقع ترسش بهم پناه آورد ؟؟؟؟

اون که .....

یعنی تو این مدت داشت باهام بازی می کرد؟؟؟ یعنی یه جورایی ازم استفاده کرده ؟؟؟؟

romangram.com | @romangram_com