#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_537
پدرجون: اما این یکی حقش که بدونه دخترم.
با صدای ضعیفی گفتم:
- اگه بفهمه بد تر ... نگران جفتمون میشه.
هر چند ته دلم حس می کردم آریان نگران من هم نمیشه چه برسه به بچه ام ... اما خب این حرف باعث می شد پدرجون چیزی بهش نگه.
پدرجون: باشه دخترم هر جور خودت می دونی. زندگی خودت ... اما زود برگرد دخترم. آریان داره دیوونه میشه. دیروز هم به اندازه کافی من سرزنشش کردم.
- سعی می کنم زود تر با خودم کنار بیام.
پدرجون: هر کمکی از دستم بر میاد بگو ...
- ممنون.
romangram.com | @romangram_com