#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_111
ملودی_سرش چی دکتر؟
دکتر سرشو تکون داد گفت_ضربه خورده ....قسمتی از سرش پاره شده...چیز خاصی نیست...
.
ملودی_حالش خوبه؟باید چیکار کنیم
_بله..ولی واس کسی که خودکشی کرده.....اوضاع روحیش باید بهتر کنین..هر چی میگه گوش کنین...
دکتر رفتو رو به ملودی گفتم_ملودی راهو که بلدی برو خونه ...
ملودی_نه من نمیرم...
اخمی کردمو گفتم_گفتم برو خونه...
باشه ای گفتو رفت به سمت اتاق غزاله رفتم...پیشش اروم نشستم..یه چیزایی زیر لب میگفت...از چیزی که گفت بش خیره موندم..زیر لب اسم منو صدا میکرد...
غزاله...
آروم چشامو باز کردم اخ سرم...چقدر درد میکنه ..لعنتی....به دور اطرف نگاه کردم...هه این ارمیا نیست؟!...
سرش روی تخت بود خواب بود فکر کنم....چرا نجاتم داد....
خواستم بلند شم که سرمو دستم درد گرفت اخی گفتم که ارمیا از خواب پرید...
بااخم گفت_واس چی بلند شدی؟
نمیدونم چرا با شنیدن صداش بغض داشتم ،نمیدونم...چرا؟!...من کی انقدر ضعیف شدم...
ارمیا_اون مسخره بازی چی بود در اوردی؟...میخواسی جسد بزاری رو دستم؟!
اشکام رو گونم میریخت...چرا خودمو میخواسم بکشم....اگه میمردم دیگع این چشمای یشمی رو نمیتونستم ببینم.....
romangram.com | @romangram_com