#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_110
پرستار_اروم عاقا ما اللن دکتر نداریم
داد زدم _نداری ؟؟پس شماها اینجا چ گهی میخورین هاااا...
اروم زمزمه کردم غزاله بلند شووو
ملودی_خانوم خودکشی کرده دکتر کجاس؟
پرستار_خب زودتر بگو ....
به سمت اتاقی که گفتن رفتمو غزاله رو گزاشتم روی تخت.....
مردی با روپوش سفید که فکر کنم دکتر بود اومد.
دکتر_خودکشی؟
سرمو تکون دادم.....
دکتر _بیرون لطفا...
از اتاق زدم بیرون رو صندلی نشستم...ملودی_ارمیا چی میشه الان؟...چرا اینکار رو کرد...
کلافه گفتم_نمیدونم.....
ملودی_خوب میشه...
خدا کنه ای زیر لب گفتم..دکتر بعد یه نیم ساعت اومد بیرون...
به سمت دکتر رفتم...
_دکتر چی شد؟؟
_بخیه کردم هم سرشو هم مچ دستشو..ظاهرا میخواست رگشو بزنه...فکر کنم ترسید...زیاد عمیق نیست....
romangram.com | @romangram_com