#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_109
صدای نیومد..رفتم عقبو محکم به در کوبیدم در باز شد....
از صحنه ای که روبه روم بود وا رفتم....چی میدیدم من .....
غزاله غرق خون تو وان افتاده بود...یا خدا...
سریع داد زدم _ملودی زنگ بزن امبولانس...
رفتم نزدیکشو دستمو بردم تو وانو یه دستمو زیر سرش یکی دیگرم زیر زانوی پاش گزاشتم بلندش کردم.....
لعنتی چت شد...
از سرش خون میومد فکر کنم به وان خورده بود ،از مچ دستشم خون می اومد....
محکم به خودم فشارش دادم...دختره احمق...لعنت بهت ارمیاا...لعنت بهـت....
سریع به سمت در رفتم ....این انبولانس پرا نمیاد پس...ملودی سریع پشت فرمون ماشین نشست...
منم در حالی که غزاله تو بغلم بود پشت ماشین نشسته بودم سرشو تو دستام گرفتم...
صداش زدم_غزاله....غزاله...چت شد لعنتی؟چیکار کردی با خودت اخه...
لباش سفید شده بود..لبای سرخش دیگه سزخ نبود دور ورش به کبودی میزد و کامل سفید بود...چشای قشنگشو بسته بود......
لعنتی چرا عاشقم شدی ؟!چرا لعنتی؟...
لعنت بهت عاقاخان لعنت بهت عوضے......
جلوی بیمارستان ملودی ترمز زد سریع با دو به سمت اوژانس رفتم....
پرستار_چش شده؟
داد زدم_کوری ؟نمیبینی؟داره میمیرهه
romangram.com | @romangram_com