#عشق_تو_پناه_من_پارت_218
-امیر اینجا کجاست مارو اوردی؟
یه نگاه انداختم یه پارک کوچیک بود که فقط تابو سرسره والاکلنگ و یه تاب خانواده هم داشت...
تازه ساعت ده شب پرنده هم توش پرنمیزد.
امیرم خندیدو گفت
-اولا اینجا پاتوق منو کیمیاست.دوما پرنده پر نمیزنه وهر عقده ای که رو دلتون مونده خالی میشه!!!
مائده با خوشحالی گفت
-وای من انقدر دلم میخواد الاکلنگ سوار شم...
سامیه دستشو کشیدو گفت
-پس بدو...
کاوه سویچشو فرستاد تو جیبشو همونجور که میرفت سمتشون دادزد
-عمویی بپا نخوری زمین دستو پات اوف شه!!!
نویدم پشته سرش راه افتاد...دادزد
-اوه اذیت نکنشون.
امیر یه نگاه بهمون انداختو دسته کیمیا رو گرفتو گفت
romangram.com | @romangram_com