#عشق_تو_پناه_من_پارت_217
-خانوم شما هم میبینی اون چیزی که من میبینمو؟
عمه-اره بابا منم دارم میبینم.
کاوه-چیو شما میبینید من نمیبینم؟
عمو- جوونم جونای قدیم پاشید تابستونه ماشیناتونو بردارین این دوتا کفتر عاشقو بردارینو برید گردش دیگه!!!
کاوه هم خندیدوگفت
-خب عمو جون بگو دلم هوای جوونیه خودمو کرده!!!
همه خندیدن که عمه یدونه قند از تو قندون پرتاب کرد سمته کاوه وگفت
-بی حیا.
کاوه-وا عمه شما چرا به خودت گرفتی؟
بالاخره با کلی جنجال قرار شد همگی حاضر شیمو بریم بیرون یه دوری بزنیم...البته این گردشه شبانه صدرصد برای عوض شدنه روحیه ما دوتا کفتر عاشق بود.
جلوی درب پارک پیاده شدیم...
منو محمدطاها با امیرو کیمیا بودیم بقیه هم تو ماشینه کاوه بودن...
تا پیاده شدیم...
کاوه دویید سمتمونو گفت
romangram.com | @romangram_com