#عشق_تو_پناه_من_پارت_185
خندید بلند بلند...
-هه گفته بودم واسه اجازه میاین!!!ولی نگفته بودم که اجازه نمیدم؟
اومدم حرف بزنم که محمدطاها گفت
-تو ساکت باش...با دوتومن چی بازم امضا نمیدی؟
با اینکه چشماش برق زد ولی تظاهر به عصبانیت کرد
-گمشو بچه ژیگول اومدی دخترمو بخری؟
پوزخند زدو گفت
-خیر اومدم جنسی که انداختین بیرونو با اجازتون بردارم!!چهارتومن...اخرش...
-بیخیال شو...برید ببینم.داشت درو میبست که محمدطاها پاشو گذاشت لایه در وبا حرص گفت
-چهارونیم!!!
درو با کرد...یه نگاه بهم انداخت...
-پنج تومن یه کلام...
محمدلبخند زدو گفت
-پس حاضر شین بریم محضر اجازه رسمی بدین...
romangram.com | @romangram_com