#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_160


من : باشه پس تا بعد

فقط سرشو تکون داد حقا که بی تربیته اشغالی

همه مهمونا اروم اروم بلند شدن شریف دوستاش به استقبال مهمونا رفتن تا خدافظی کنن ما و سامی اینا هم بلند شدیم

یه نگاه به هم دیگه کردیم راه افتادیم پیش شریف

من با دخترا قدم هامونو تند تر کردیم رفتیم جلو تر زودتر از پسرا رسیدیم به شریف دستمو گذاشتم تو دست شریف خدافظی کردم سریع دستمو کشیدم احساس کردم سامی ناراحت شد

ول کن بابا به این سامی باشه ما رو حبس می کنه بعدم به جانی لوان دست دادم

بعد من هیلا اومد

شریف دست هیلا رو گرفت لحظه اخر گونه هیلا رو ب*و*سید

یعنی من تو کف این مردک موندم بشر انقدر پرررووو?😐

پالیزم به جانی دست داد جانی به تقلید از شریف ذلیل مرده گوشه ل*ب*شو ب*و*سید لوان هم گونه رها رو ب*و*سید

یعنی فرسام رادوین شروین داشتن به مرز انفجار می رسیدن قرمز شدن اینهو لبووووو تازه رگه های چشاشونم قرمز شد

دستاشون که مشت بود?🏻رگ های کنار شقیقشونم بیرون زده بود اصلا یه وضعی بود آخ خدا رها پالیز هیلا داشتن پس میوفتادن سریع خدافظی کردیم اومدیم بیرون ......

هشت

فرسام ( سورین )

واااای یعنی دوست داشتم خرخرشو بجوئم

اوایل فکر می کردم هیچی مثل جویدن ادامس خرسی نمی شه اما الان که فکر می کنم می بینم خر خر این مردک هم خیلی خوبه?😡


romangram.com | @romangram_com