#عشق_چیز_دیگریست__پارت_120
- الو رها شما کجایین مامان جان؟ مهمونا اومدن. آقا هم اومده. زود باشین بابا.
- مامان خودتو خیلی اذیت نکن. میایم. تو راهیم.
- چیه خیلی خوشی.
- چراکه نه. وای یزدان تو یدونه ای
- به به چه عجب شما خندونی. خوبه لاقل فهمیدی روز عروسیتونو زهر نکنی به پسر مردم.
- وای مامان برو. میخوام پیتزا بخورم
- (فرانک با داد): چی؟ حالت خوبه رها؟ شما کجایین؟ ها؟
- (با خنده)مامان جات خالی داریم پیتزا میخوریم. مامان میتونی ثبتش کنی تو شجره ناممون. بای بای
- رها خدا بگم چیکارت نکنه. ببین آدمو به چه کارا وادار میکنی. فقط شانس آوردیم یه آشنا ما رو ندید وگرنه تو کله فامیل سوژه میشدیم از دست تو.
- وای یزدان کوتا بیا. پیتزاتو بخور. همه الان تو عروسی اند. کسی نمی بینتمون. خیالت تخت.
romangram.com | @romangram_com