#عشق_مخفی_پارت_213
با ایلیا کلی خرید خونه کردیم و
یه مغازه لباس فروشی مردونه دیدم که یه کت تک اسپرت به رنگ قرمز بود
خیلی خوشم اومد
ادرینا: ایلیا ایلیا
ایلیا: چته
بیشعور بی فرهنگ
ادرینا: میشه بری اون کت رو بپوشی مطمئنم بهت میاد برو پرو کن
ناچار نگاه کرد که یه لبخند ژکوند زدم که دید چاره نیس رفتیم تو مغازه
رفتم سمت فروشنده که اقای مسنی بود گفتم: سلام اقا میشه سایز این اقا از این کت قرمزه بدین
فروشنده: چشم خانوم میارم براتون چند لحظه صبر کنید
رفت اورد ایلیا رفت پرو
دو سه دقیقع گذشت در زدم باز کرد
وای خدا چه بهش میاد
دخترا فدات شن
انقدر جذبش بود که کم مونده بود استیناش رو جر بده
همونجور عین بز زل زده بودم بهش که سرفه کرد
چشممو ازش گرفتم که رد خنده روی لباش بود
اه کصافت سوژه گرفت
romangram.com | @romangram_com