#عشق_مخفی_پارت_173


رو به دكتر كردم و گفتم:مطمئنيد حالش خوبه؟

دكتر:بله نگران نباشيد فقط يه سرم مينويسم بخاطر شوكي كه بهش وارد شده فشارش افتاده همين...موفق باشين.

سرمو تكون دادم:همچنين

از اتاق دكتر بيرون اومدم روي صندلي نشسته بود و سرش پايين بود

صداش كردم:ادرينا؟

چيزي نگفت فقط سرشو بلند كرد نگام كرد

-بايد سرم بزني برو تو اتاق تا من سرم و بخرم بيارم..

پا شد و گفت:نميخواد بريم خونه...


-نه همين كه گفتم ممكنه حالت بد شه

تو چشمام خيره شد و گفت:مگه برات مهمه؟

romangram.com | @romangram_com