#عشق_مخفی_پارت_172
اينكه حتي يه لحظه فك ميكردم نجاتش نميدادم و ادرينام ميمر.....نه نه نه
حتي فكرشم عذابم ميداد..
سعي كردم صدامو عادي كنم:
من قاتل نيستم!!!و...
خواستم ادامه بدم كه تند گفت:هستي تو منو كشتي لعنتي كشتي!!!
بلافاصله بعد از حرفش پياده شد و به سمت درمانگاه رفت.....
احساس كردم سرش گيج ميره اخه تعادل نداشت و چند باري نزديك بود بيفته...
پوزخند تلخي زدم و دنبالش راه افتادم...
********
دكتر:خدارو شكر حالشون خوبه چون زود بيرون اوردينش و اب و از ريه ش خارج كردين اتفاقي نيوفتاده اما..ممكنه دچار خفگي تو جاهاي در بسته بشه سعي كنيد هرجا هستيد پنجره رو باز كنيد و هوا رو زياد گرم نكنيد در حد تعادل و از پوشيدن لباس هاي يقه اسكي و خيلي كلفت دوري كنه!!!
ادرينااز تخت پايين اومد
romangram.com | @romangram_com