#انسانم_آرزوست_پارت_180
بالاخره میرسیم به بهشت گمشده ی کوچکم....صدای ابشار و رود ارامش خاصی بهم میده....برمیگردم و یوسف رو نگاه میکنم که از خستگی نفس نفس میزنه ولی حیرت زده خیره شده به اطراف....
_تو....اینجا رو چطوری...
_بیارش اینجا...
نگاه یوسف معطوفم میشه...فهمیده که نمیخوام حرف اضافه ای بزنم...نزدیک ترین درخت به رود مناسب ترین جا برای به خاک سپردنه...بغض مثل یک تیغ حنجره ام رو زخم میزنه...واقعا طعم شوری و اهن خون رو داخل حنجره ام حس میکنم...سوزش عمیقی تمام وجودم رو در بر میگیره...شروع میکنم به لرزیدن...یوسف سریع میاد نزدیکم و دستش رو روی شونه ام میذاره...
_مهتا!؟خوبی؟
پلک هامو روی هم فشار میدم و محکم زمزمه میکنم:
_اگه میشه اینجا رو بکنیم....
_اره اره...حتما!!!!
یوسف سریع بیلی که همراهش اورده رو بر میداره و میاد سمت درخت....شروع میکنه به کندن و من فقط نگاه میکنم.... صامت...سرد...خشک....
بارون شدت میگیره...تا جایی که قطرات درشت رحمت الهی به سر و صورتمون سیلی میزنه...صدای رعد و برق ،عمق خشم اسمون رو به رخ میکشه و زار زار گریه میکنه....بخاطر نرمی و رطوبت خاک خیلی زود تر از چیزی که فکرش رو بکنم منزلگاه ابدی عشقم حاضر میشه...یوسف نفس نفس زنان از چاله ی گودی که ایجاد کرده خارج میشه و روی چمن های خیس میشینه....نگاهی به اسمون میندازه و میگه:
_آماده است!
***
نفهمیدم مراسم تدفین رو چطور انجام دادیم...نمیدونم چطور و کی از خدا براش طلب امرزش کردم و برای همیشه وداعش گفتم!!!حالا در سکوت مطلق و کشنده روی صندلی اتومبیل منتظر اومدن یوسفم....
یوسف زیر بارش سیل اسای بارون،دست و صورت خاکی و عرق کرده اش رو توی رود میشوره و سوار میشه...استارت میزنه و قبل از حرکت گذرا نگاهی بهم میندازه...گویی میخواد زنده بودنم رو چک کنه و از نفس کشیدنم مطمئن شه!!!
حرکت میکنه....هوا رو به تاریکی میره....بارون هنوز با همون شدت قبلی در حال باریدنه....انگار قصد بند اومدن هم نداره...حداقل به این زودی ها!!!وحشت زده ام...از اینده ی نا معلومم....از فردای تاریکم....نا خود آگاه یاد بابام میفتم...بغض فرو خورده ام دوباره برمیگرده سر جاش....خیلی وقته باهاش تماس نداشته ام...حتما نگرانمه!!!موبایلم رو گم کرده ام...فعلا که هیچ وسیله ی ارتباطی ای همراهم نیست!!!یعنی در واقع هیچ وسیله ای همراهم نیست!تنهاچیزی که تا بحال هیچوقت تحت هیچ شرایطی از خودم جدا نکردم دوربینم بوده!!
romangram.com | @romangram_com