#الهه_شرقی_پارت_456
- به مقصد نيويورك؟
- همكلاسيهات مي گن سواد فرانسه ات عاليه. بگير بخون.
كيميا كه سعي مي كرد ظاهري بي تفاوت به خود بگيرد و اشتياقش را براي خواندن مقصد بليط نشان ندهد، به آرامي دستش را پيش برد و بليط را گرفت و باز كرد. چند لحظه اي با تعجب به نوشته هاي داخل آن خيره ماند. سپس آهسته پرسيد:
- تو واقعاً مي خواستي بياي ايران؟
- خب آره... اشكالي داره؟ نكنه ممنوع الورودم كردي؟
- من كه مثل تو بچه پولدار نيستم از اين كارا بكنم.
رابين باز نزديكتر آمد و عاجزانه گفت:
romangram.com | @romangram_com