#الهه_شرقی_پارت_181

- خب به شما زيادي خوش مي گذره... در هر حال ممنونم.

رابين دستش را براي گرفتن گوشي پيش برد كه كيميا پرسيد:

- نگفتي شماره خونه ما رو چطور مي دونستي؟

رابين خنده اي كرد و گفت:

- خب شما قبل از من شماره رو گرفته بودي. من از حافظه ي گوشي استفاده كردم.

كيميا كه خود خوب مي دانست اصلاً شماره اي با گوشي رابين نگرفته به زحمت لبخندي زد و گفت:

- آه! بله حق با شماست.


romangram.com | @romangram_com