#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_183
ولی بعد پشیمون شدم اگه پندار یهو بیاد اونجا چیکار کنم. به استرس و دردسرش نمی ارزه.
بغلش کردم دیشب خیلی گریه کرد واسه همین چشاش حسابی پف کرده. اخ که اون لحظه وقتی با گریه گفت اخه مامان من کوچولم مردم براش
بعضی وقتا یادم میره بچه م هنوز نی نیه.
-پسر من بلند نمیشه؟
-مامی
-جانم
-میشه فقط امروز مهد نرم قول میدم دیگه تا اخر عمرم برم فقط امروز.
-تا اخر عمر میخوای کجا بری من کلی خوشحالم پسرم داره بزرگ میشه بفرستمش مدرسه.
اروم چشماشو باز کرد.
-مدرسه خوبه؟
-وای ارتام خیلی عالیه عاشقش میشی. انقدر خوبه......... من خیلی دلم براش تنگ شده
ذوق زده گفت
-واقعا
-امم شک نکن.
واسه عوض کردن جو گفتم.
-راستی پسر من میخواد در اینده چیکاره بشه؟
انگار که یه عمر منتظر این سوال بود چون سریع و تند تند جواب داد
-خلبان..... میخوام خلبان شم.
-همم بعد از اون بالا برای مامان دست تکون بدی
سرخوشانه خندید و صدای خنده زیباش تو خونه پیچید
-اره اره......
یهو اخم کرد
-نه توم سوار هواپیما میکنم.
بهش چشمک زدم.
-اممم خوشم میاد.
منو به لبخند خوشکلی دعوت کرد.
خدایا همه چیه این پسر برام جذاب و خواستنیه.
romangram.com | @romangram_com