#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_184
-میبرم میگردونمت. کل زمینو دور میزنیم با هم
-هیچکس دیگه رو با خودمون نبریم؟
-نه فقط خودمون
-خیلی خوشم میاد.
بعدم هردو با هم شیطون و ذوق زده خندیدیم.
پس پسرم از هواپیما خوشش میاد. یادم باشه این دفعه که واسش اسباب بازی گرفتم هواپیما بگیرم براش.
-بریم دور دور؟
میدونم چرا حرفی از مهد نمیزنه امیدواره من یادم بره و بگم نره نمیدونه من از قبل تصمیم گرفتم نره.
-کجا بریم؟
-امروز در خدمت پسرمم هر جا بگه همون جا میرم.
یه چشمک بهش زدم. لبخند ارومی زد.
-بریم پیتزا بخوریم
-واسه صبحونه؟ یا نهار؟
-هر چی تو بگی
-امروز هرچی شما دوست داشته باشین همون میشه. بگو کوهو جابجا کن جابجاش میکنم.
خوب میتونستم حس خوشحالیه زیادی که بهش تزریق کردمو حس کنم. انگار بدنش برای منه......... همه چیشو احساس میکردم.
قبلنا وقتی درمورد مادر فرزند این حرفو میزدن فکر میکردم زیادی فیلم هندیش میکنن ولی واقعا من همه احساساتشو حس میکنم تا اون حد حس نزدیکی بهش میکنم که اون چیزی که تو مغزشم هستو میتونم بفهمم.
یادمه بچه که بودم پیش مامانم که میخوابیدم جرئت نداشتم زیاد فکر کنم فکر میکردم مامانم فکرمو میخونه.
از یاداوری خاطرات بچگیم لبخند رو لبم اومد.
-نه واسه نهار بخوریم واسه صبحونه شکممون درد میگیره.
-چون تصمیمت انقدر عاقلانه ست شامم بیرون میخوریم هرچی دوست داشتی همون.
بلند شدو رو تخت شروع به بالا پایین پریدن کرد.
خب حقشه واقعا. وقتی یه بچه کار درست حرکت درست و حرف درستی میزنه باید یه جوری ازش تشکر کنی که به انجام دادن مستمر اون کار درست ادامه بده. واسه همینه ارتام من در همه حال عاقلانه فکر میکنه.
چون میدونه جواب عاقل بودنشو میگیره.
-بدو برو خودتو اماده کن. خوشکل ترین لباستو بپوش امروز باید هردومون حسابی خوشکل کنیم.
دوید سمت کمدش تا لباسی برای پوشیدن انتخاب کنه.
-مامان تو زیاد خوشکل نکن خب.
romangram.com | @romangram_com