#دلتنگ_پارت_404


و رفت..پیکو پر کردم و لاجرعه سرکشیدم..همینطور دومی و سومی و...

بدون خوردن هیچ مزه ای..انقدر زندگی به مزاجم تلخه که این چیزا واسم هیچن

پیک بعدی رو پرکردم که صدای بابا به گوش رسید

_به به پسرمون انگار زیادی اعصابش خورده

بدون توجهی بهش،پیکو سرکشیدم و جامو روی میز گذاشتم..ظرف چیپسو برداشتم و چند تا توی دهنم گذاشتم

بابا دید بهش توجهی نشون نمیدم اومد و کنارم نشست

دست گذاشت روی شونم و گفت_عصبی به نظر میای..نمیتونم بگم ناراحت چون امکان نداره ولی...

پریدم میون حرفش و گفتم_مگه من آدم نیستم که ناراحت نشم؟

ابرویی بالا انداخت و گفت_خب چی بگم..پسرمی..درسته رابطمون زیاد خوب نیست ولی اینو میدونم که بیشتر عصبانی میشی تا ناراحت

نفس عمیقی کشیدم و چشم هامو بستم

زمزمه کردم_هیچکس تو زندگی من نبوده که از دردام بپرسه و از حالم باخبر شه..چه توقعیه که بدونی توی دل من چی میگذره؟

بابا_زنگ بزن اون دوستت مینا بیاد از دلت در بیاره

با حرص چشم هامو باز کردم..چرخیدم سمت بابا و با خشم رو بهش گفتم_چرا همیشه باید کثافت بازی دردای منو خوب کنه؟یه بار ازم پرسیدی چته؟اصلا گفتی چه مرگته؟یه بار پدری کن..نه برای من..اصلا گور بابای من..برای اون دختری که صبح تا شب بدون هیچ هم صحبتی با کسی رو میگذرونه..اون دختری که بخاطر فرار از این زندگی به گند کشیده،بلند شد رفت اون ور آب..به خودت بیا..همه چیز به پول و مقام نیست..بیا عکست توی روزنامه رفت و از پول چیزی کم نداری!ما به کجا رسیدیم؟تو به کجا رسیدی؟

صدام بالا رفته بود

پیکو پر کردمو و سر کشیدم تا ته..حالا مزه ی زهرمانندشو میفهمم..طعم این با طعم زندگیم با هم آمیخته شدن و دارن منو عذاب میدن

صدای دلخور بابا به گوش رسید_من هرکار کردم بخاطر شما بود..میخواستم کم و کسری نداشته باشید

من_کم و کسر فقط پول نیست..درسته ما از پول کم و کسر نداریم ولی از چیزای دیگه داریم

بابا_منو ببخش..بعد از فوت مادرت منم خورد شدم..سعی کردم با کار خودمو سرگرم کنم ولی نشد..همیشه دوست داشتم باهات خوب باشم مثل پدرو پسر ولی تو به خاطر گند اخلاقیت باعث میشدی همه ازت رونده شن

دستمو لای موهام فرو بردم و خیره تو چشماش گفتم_چون اطرافیانم هیچ توجهی بهم نداشتن. دیگه خستم! از این زندگی یکنواخت!از این که صبح تا عصر کار،عصرم تا شب دنبال خوش گذرونی برای اینکه اعصابت آروم بگیره

بابا من نمیخوام..میخوام زندگی داشته باشم که پر از آرامش!جوری باشه که رفتن سرکارم واسم سخت باشه!چرا؟چونکه اونقدر اون محیط گرم باشه که نخوام وارد محیط سرد و کسل کننده ی کار یا هر جای دیگه بشم

romangram.com | @romangram_com