#دریا_پارت_94
-تا نگی بهت نمی دمشون
-به جهنم
از آشپزخونه خارج شدم وکیفمو از روی مبل برداشتم تا برم بیمارستان بازوم ازپشت کشیده شد
-جواب منو بده
یه نگاه به لباسم انداخت –کجا می ری؟
-هر قبرستونی به غیر از اینجا
دستمو گذاشتم روی پهلوم که دوباره خونریزیش شروع شده بود ومانتوم خونی شده بود آرشام بانگرانی گفت زود باش باید بریم بیمارستان
-من باتوهیچ جا نمی یام
-لجبازی نکن خونریزیت شدیده ممکنه اتفاقی برات بیفته
-بهتر مگه همینو نمی خواستی؟پس بزار از خونریزی بمیرم
باکلافگی نفسشو بیرون فوت کرد وزیر لب چیزی گفت که نشنیدم ودریک حرکت ناگهانی منو انداخت رو کولش وبه سمت ماشینش برد وهرکاری کردم متوقف نشد منو رو صندلی جلو نشوند وبه سرعت به راه افتاد
-منو کجا می بری؟
-پیش یه دکترخوب...
با این کاراش می خواد زجرکشم کنه جلوی یه ساختمون توقف کرد
-مگه قرارنبود بریم بیمارستان؟پس اینجا کجاست؟
romangram.com | @romangram_com