#دریا_پارت_167
-یعنی تو می دونستی مراسم مختلطه واین جوری آرایش کردی؟
سرمو انداختم پایین وچیزی نگفتم
-حق نداری ازکنارم جم بخوری فهمیدی؟
سرمو به معنی آره تکون دادم باحسرت به کسایی که می رقصیدن نگاه می کردم این جوری نمی شه مثلاًعروسی داداشمه اون وقت من باید اینجا بشینم ونگاه کنم بعد ازتقریباً یه ساعت رهام ازجاش بلند شد
-کجا می ری؟
-آرشام اومده اما به خاطر شلوغی نتونسته ماروپیداکنه همین جا بشین تا بیام
چند لخظه بعد از رفتن رهام پریا به طرفم اومد
-چه عجب پری خانم بالاخره منو تحویل گرفتی
-مگه باوجود آقا رهام می شد بیام پیشت
-وا؟چرانتونی؟
-آخه نمی دونی به هرکسی که به میزتون نزدیک می شد چطوری اخم می کرد؟
-جدی؟اصلاً متوجه نشدم
-حالا که نیست بلند شو بریم پیش پرهام وآرام
به همراه پریا به جایگاه عروس ودوماد رفتم
romangram.com | @romangram_com