#دریا_پارت_104
-فکرمی کنی بتونی منو ببخشی؟
-شاید بعد ازاینکه از اینجا رفتم بتونم
-اگه منظورت رفتن به شیرازه باید فراموشش کنی
دوباره از زورگوییش لجم گرفت باعصبانیت وحالت تهاجمی گفتم چرا؟
درحالیکه سعی می کرد خندشو کنترل کنه گفت چون من ورهام نمی ذاریم
بدبختیم که یکی دوتا نیست آرشام کم بود رهام هم اضاقه شد
-به رهام هیچ ربطی نداره
-چرا ربط داره چون پزشک معالجته
نمی دونم چرا دوست داشتم جواب دیگه ای می شنیدم مثل اینکه رهام نگرانه یا براش مهمی ...دوباره قاطی کردم
-مهم نیست چون وقتی برم شیراز می تونم پزشک معالجمو عوض کنم
با ناراحتی ادامه دادم رهام که تا یکی دوماه دیگه از اینجا می ره
-درهرصورت من بهت اجازه نمی دم بری
نمی تونستم دلیل این همه اصرار آرشامو برای موندن درک کنم بعد ازخوردن ازجام بلند شدم تا به اتاقم برم
-کجا؟
-خونه ی آقا شجاع ..خب معلومه دیگه اتاقم
romangram.com | @romangram_com