#دردسر_پارت_524
نیاوش-چه خبر؟
-خبر خاصی نیست
-چیزی شده؟
-یکم خستم
چیزی نگفت و یکم سرعتشو بیشتر کرد.
دستمو رو سرم گذاشتم و چشمامو بستم و کم کم با تکون های ماشین خوابم برد.....
با خارش دماغم چشمامو نیمه باز کردم دستی به دماغم کشیدم. چشمامو بستم و چند لحظه بد نوک دماغم شروع به خاریدن کرد نقی زدم سرمو پایین انداختم.
بعد از چند دقیقه لای چشمامو اروم باز کردم که دیدم نیاوش نزدیک صورتم وایساده و دستمال کاغذی لوله شده رو نزدیک دماغم گرفته.
romangram.com | @romangram_com