#دردسر_پارت_498

با دیدن هیکل ورزیده نیاوش از زیر عینکم خیره شدم بهش و گفتم

-بله؟

-امروز اصلا حواست نبود ،خواستم ببینیم اتفاقی افتاده؟

-باید صحبت کنیم

-درمورد چی؟

-اینکه ‌چرا ولشون کردی

-کارت کی تموم میشه؟

کیفمو برداشتم و از جام بلند شدم.



-کارم تمومه

-من هنوز یه کلاس دارم

-خوب نرو!فعلا حس کنجکاوی من مهم تره



ابروهاش بالا پرید و باشه ای گفت و از کلاس خارج شد ومنم رفتم دنبالش

باهم سوار ماشینش شدیم


romangram.com | @romangram_com