#دردسر_پارت_489

-باران شبی که دستش به تو بخوره. تنتو لمس کنه. جنازشو میفرستم تو گور قبر بغلیشم برای خودمه .



-عرفان ..



با صدای دو رگه و نابود شده ای گفت

-خفه شو ..



سکوت کردم. گوشام صدای نفساشو میبلعید ..

-بارانم ..



وجودم لرزید. از لای چشمام دوباره اشک لعنتیم سر خورد ..



-جانم...



صدای مردونش تحلیل رفت و لحظه بعد


romangram.com | @romangram_com