#دردسر_پارت_236

دستی روی شقیقه هایم ک‌شیدم .

از وقتی این خبر نحس به من رسید بارهاس وارد یه خلسه میشم و همچی دور و اطرافم عجیب میشه . اخرش هم با اسم نیاوش تموم میشه .

ثانیه هایی که نبود .روز هایی که نبود .هفته هایی که نبود .ماه هایی که نبود .سال هایی که نبود .

الان برگشته . این ناراحتم نمیکنه .اما اینکه پیشه عرفان بود . حالمو دید و خبرارو داشت اما نیومد . میتونست قبل اینا بیاد . بیاد نجاتم بده .اما نیست و نیومد .این عذابم میده.بود و نیومد پیشم .

میتونست بیاد و بب*و*ستم . بیاد و دوباره اروم بگیرم بین دستاش .

اما نه نیومد .

دوستم نداشت .

اما ادعا داره که عاشقمه .

-نیـــــاوش ..

-جان دلم .

-ما همیشه با همیم؟

-همیشه همیشه ..

-توکه .. توکه ترکم نمیکنی؟

-کاب*و*س میگی؟روزی که تو توش نباشی کاب*و*سه .

از خیال بافیم خارج شدم .


romangram.com | @romangram_com