#چشمان_سرد_پارت_202
آراد-گل گفتی!هردو،دوتاآدم مزخرفن
مامان پس کله ای به آرادزدوگفت
-هی حواست باشه درموردعروس من درست حرف بزن.
اینبارمن هم اعتراض کردم وگفتم
-ای بابا!خوبه من پسرتما.به جای اینکه ازمن دفاع کنی ازطنین دفام میکنی؟
ماما- اول که طنین نامزدتوئه(چه ایناهم واسه خودشون میبرن ومیدوزن هنوزنه به باره نه به داره دخترم روچسبوندن به پسرشون)پس توحق حسادت نداری بعدهم خجالت ازاین هیکلت نمیکشی مثلامردیا!توچه نیازبه طرفداری من داری؟
من وآرادسری تکون دادیم
خدابه دادبرسه مامان که عشق دختربودحالاطرفش روهم پیداکرده
داشتم واسه خودم دل میسوزوندم که مامان باترس برگشت طرفموگفت
-توکه میگی اصلابامرداجورنمیشه حالاچطوری میخوای واسه ازدواج راضیش کنی؟
ازاین حرف مامان فهمیدم که شک برده که چراطنین ازمردافراریه اماحرفی نمیزنه.واقعاممنونش بودم که نپرسید
قبل ازاینکه من جوابی بدم آرادگفت
-مادرمن!کجای کاری؟این آریای مارمولک اینقدرسیاست داره که من مطمئنم طنین منتظره این پیشنهادبده تاقبول کنه
خنده ای کردم وگفتم
-خیلی خری پسر
-مگه دروغ میگم!ازبس تورفتی دیگه اون هم بهت عادت کرده نمیتونه رهات کنه وگرنه چه دلیلی داشت امروززنگ بزنه بخوادبری پیشش
بااین حرف آرادنگاه مامان چرخیدطرف من که هول شدم ونتونستم جواب آرادروبدم
مامان هم که وضعیت منودیدخنده ای کردوگفت
-من منتظرعروسمم!هرچه زودتر
بعدهم اومدطرفموگردنبندروداددستم وگفت
-خیلی قشنگه!مطمئنم خیلی خوشش میاد
من هم بالبخندگردنبندروگرفتم وصورت مامان روب*و*سیدم که اون هم سرم روب*و*سیدوگفت
-زنده باشی پسرم!ایشاالله همیشه خوشحالی شمادوتاروببینم
بعدهم به سمت آرادرفت وپیشونی اونوهم ب*و*سیدورفت طرف آشپزخونه
داشتم به مامان نگاه میکردم کخ مشت آرادتوی کله ام خورد
-خیلی موزماری پسر!توچندبارتاحالادوست دخترداشتی که اینجوری خریدکردی؟راستش روبگو.من هم تاحالااینچیزاواسه کسی نخریده بودم
-گمشو!دوست دخترچیه؟بعدهم طنین که هرکسی نیست
ارادچشاش روریزکردوگفت
romangram.com | @romangram_com