#بلو_پارت_133
وسایلمو جمع کردم و تا توی اتاق رفتم یه پیغام برام اومد، پیامو باز کردم از یکی از آرایشگاه هایی بود که قبلا باهاشون کار کرده بودم، حتما باز میخوان مدل بشم! بهم زنگ زد و سریع جواب دادم:
-بله؟
آرایشگر-پگاه جان؟ سلام خوبی؟
-ممنون شما خوبین؟
«مردد بودم، الان دوباره عکسای جدید آرایش شده پخش بشه ممکنه دوباره غوغایی به پا بشه، آخرم نتونستم از خونه بیرون بیام!»
آرایشگر-پگاه جان ما یه کار تبلیغاتی داریم، میخوام ازت دعوت به همکاری کنم.
-تبلیغات چی؟
آرایشگر-برای آرایشگاه دیگه البته آتلیه هم هست.
-اممم حقیقتش من الان یه مشکل خانوادگی دارم ترجیح میدم فیلم اینطوری جایی پخش نشه.
آرایشگر-نه قرار نیست پخش بشه این فیلم توی سالن میمونه، فیلمی هم که برای آتلیه گرفته میشه همونجا میمونه.
«با لحنی که انگار منو احمق فرض کرده گفتم:» مگه میشه؟! این فیلما رو تو سایت یا پیج اینستاگرام میزارید!!!! ای همه هزینه فقط واسه....
«با لحن ناخوشایندی گفت:» پگاه جان مگه تو با مسئله ی فیلم و عکس مشکل داری؟ خودت کلی عکس داری..
-من مشکل ندارم الان مسئله ی خانوادگی...
romangram.com | @romangram_com