#بلو_پارت_131
-داداشی؟
«انگار یکی بهش شوک زد، از زل زدگی خارج شد و گفتم:»
-کارشون داری؟
رضا-نه خریدتو کردی؟
-نه دنبال تو میگشتم، صداشون نکنیم؟
رضا-نه بزار راحت باشن بریم... بالا میری یا پایین؟
-نمیدونم!!!!
«رضا داره از کلمات زیادی استفاده میکنه این یعنی هول شده! هول چرا؟!!!! لابد حسرت ارسلانُ خورد که یکی رو داره و خودش هنوز تنهاست. رضا و این حرفا؟!!!!!
خریدامو کردم و رضا حساب کرد، حواس رضا پرت بود. از رضا بعیده....بعید بعید....سه بار هی رمز کارتشو گفت و تا صندوق دار اومد بزنه گفت: نه اینو بزنید...نه این ببخشید...
«انقدر حواسش پرت بود که پرسیدم:» داداشی خوبی؟
رضا-آره چطور؟
-انگار حواست سرجاش نیست، سرت گیج میره؟
نگاهم کرد! دوباره رضای قبل شد و گفت:
romangram.com | @romangram_com