#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_362


- آن شاگرد خیلی ها را فریب داده

- من نزدیک به یک 900هزار دلار برای آون پول دادم

- تابلو را پس بدهید

- اینطور کار به دادگاه کشیده می شود و افتضاحی به بار می آید

- به مقامات بگید و تابلو رو حراج کنید

- اینطوری آبروریزی می شود

برق در چشمان جونزدرخشید.

- من یک شانس دیگر هم برای شما دارم، یکی از دوستان من اثار آن شاگرد را می خرد او یک کلکسیون از او داره

- خیلی خوب می شود ، من می خواهم از شرش خلاص شوم، مفت هم می دهم برود.

- نه او پول خوبی برایش میدهدف او شاید نزدیک به 100هزار دلار بدهد، اگر بخواهید با او تماس می گیرم

- شما محبت بزرگی در حق من می کنید

- آن روز بعداز ظهر معامله بی سروصدا انجام شد. 100هزار دلار پول نقد به مدیرموزه داده شد. و جونزخیلی آروم تابلویی که در یک قطعه پارچه کرباس پیچیده شده بود را بیرون برد، و مدیر هتل خیلی آرام به او گفت:

- - امیدوارم این موضوع بین خودمون بماند


romangram.com | @romangram_com