#به_من_بگو_جذاب_پارت_196


مدتی به همون صورت گذشت. تد نقاطِ حساسِ داخلِ آرنجش،نبضِ روی مچش و منحنیِ پایینِ سینه هاش رو بررسی کرد. اما فقط منحنیِ پایین سینه اش!!! وقتی پوستِ نرمِ قسمت داخلیِ رونش رو لمس کرد،مگ داشت از شدتِ خواستن به خودش می لرزید و از شکنجه ی تد خسته شده بود. ولی وقتی مگ غلت زد تا کنترل رو به دست بگیره تد وزنش رو تغییر داد،بوسه هاش رو عمیق تر کرد و یه جورایی یه بار دیگه مگ تحت کنترل تد بود،چطور مردی که چهار ماه رو بدون سکس گذرونده می تونه اینقدر خودش رو کنترل کنه؟انگار انسان نیست،انگار که از مهارت های ابتکاریِ نبوغش برای خلقِ یه نوع آواتارِ(۱) سکس استفاده کرده.

آواتاری با بزرگترین آلت دنیا!!!

شکنجه ی فوق العاده تد ادامه پیدا کرد، هیچ کدوم از نوازشش هاش به جاهایی که مگ به شدت بهش نیاز داشت نمی رسیدن. مگ سعی کرد ناله نکنه ولی صدا ها خود به خود از دهنش خارج می شدند. این انتقامِ تد بود. می خواست با تحریک کردنش تا مرز کشتن ببرتش.

وقتی تد دستش رو گرفت متوجه شد به طور ناخودآگاه دستش به سمتِ پایین تنه ی خودش پیش رفته.

تد گفت:

″متاسفم نمی تونم اجازه ی اینکارو بهت بدم.″

″اجازه بدی؟″

مگبا قدرتی نشأت گرفته از شهوت از زیر تد بیرون اومد،یه پاشو روی باسن تد انداخت و کمربند شورتش رو کشید.

″یا کارت رو انجام بده یا خفه شو.″

تد مچ هاشو گرفت:

″این پای من می مونه تا وقتی خودم درش بیارم.″

"چرا؟می ترسی بهت بخندم؟"

موهای پر پشتش به خاطر حرکتِ انگشتهای مگ بینشون به هم ریخته بودن،لبِ پایینش احتمالا به خاطرِ اینکه مگ گازش گرفته بود یکم متورم بود،قیافه اش کمی نگران به نظر می رسید و گفت:

"نمی خواستم فعلا این کارو بکنم ولی هیچ راهی برام نگذاشتی."

romangram.com | @romangram_com