#به_من_بگو_جذاب_پارت_195
آلتش خیلی محکم به پای مگ فشار می آورد:
"اگه کاری کردم که ترسوندمت حتما بهم بگو."
خونی که معمولا به مغز مگ می رسید حالا توی بقیه ی قسمتهای بدنش به جریان دراومده بود به خاطرِ همین نمی تونست تشخیص بده که داره سر به سرش میذاره یا نه،بهترین جوابی که تونست بده این بود:
"تو نگرانِ خودت باش."
تد برای یک لحظه ی داغِ طولانی با پارچه ی ابریشمی بازی کرد بعد انگشتِ شستش رو روی تَتویِ اژدها کشید. هر چند مگ عاشقِ این فانتزی بود که یه مرد به آرومی لباسهاشو از تنش دربیاره اما هیچ وقت کسی رو ندیده بود که به خوبی این کارو انجام بده و نمی خواست این فرصت رو به تد بده تا اولین نفر باشه. روی فضای باریکِ کنارِ تد نشست،روی پاشنه ی پاهاش به عقب تکیه داد و تیشرتش رو از سرش بیرون کشید.
توی دوره و زمونه ای که سینه ها همه پروتز شده بودند سینه های مگ خیلی خاص نبودند ولی تد جِنتِلمَن تر از اون بود که ایرادی بگیره. به سینه های مگ توجه کرد ولی حرکتِ زننده ای انجام نداد. در عوض انگشتهاشو دورِ قفسه ی سینه مگ حلقه کرد با استفاده از ماهیچه های فوق العاده ی شکمش خودشو بالا کشید و ردی آرام از بوسه رویِ قسمتِ زیرِ سینه مگ به جا گذاشت.
پوست مگ دون دون شد. وقتش بود که موضوع کمی جدی بشه. به جز شورتِ لامباداش چیزی تنش نبود ولی تد هنوز شورتِ خاکی رنگش همراه با چیزی که ممکن بود زیرش باشه تنش بود. کمرِ شورتش رو کشید تا بفهمه چیزی زیرش هست یا نه.
تد زمزمه کرد:
"فعلا نه."
مگ رو کنار خودش کشید و ادامه داد:
"اول بذار تورو گرم کنیم."
گرم کنیم؟؟؟؟چیزی نمونده بود مگ آتیش بگیره!!
تد به پهلو غلتید و تمام توجهش رو به بدنِ مگ داد. نگاهش رویِ گودیِ زیرِ گلوش،منحنیِ سینه هاش،برجستگیِ نوکِ سینه هاش و تیکه پارچه یِ توریِ عاجی رنگِ زیر شکمش، کِش اومد. اما هیچ کدوم رو لمس نکرد. هیچ جاشو!!!
مگ کمرش رو قوس داد تا قبل از اینکه آتیش بگیره تد رو دعوت به لمسِ خودش کنه. تد سرش رو به سمتِ سینه ی مگ پایین آورد. مگ منتظر چشمهاشو بست ولی فقط فشارِ دندون هاشو روی شونه اش احساس کرد. یعنی این مرد تا حالا چیزی در موردِ آناتومیِ ساده ی بدنِ زن نخونده؟؟؟
romangram.com | @romangram_com