#به_من_بگو_جذاب_پارت_194
مچ مگ رو گرفت و از پله های مارپیچیِ اتاقک بالا کشیدش البته نیازی هم به کشیدن نبود!!
وقتی رسیدن بالای پله ها مگ گفت:
"در ضمن من رابطه ی یه شبه برقرار نمی کنم. پس اینو شروعِ یه تعهدِ جنسیِ کوتاه مدت بدون."
تد تیشرتش رو درآورد و گفت:
"چه بهتر!!"
"و نباید بذاری از باشگاه اخراج بشم."
تد ایستاد:
"یه لحظه صبر کن!من می خوام کاری کنم که اخراجت کنن!!!"
مگ گفت:
"می دونم. ولی سکسِ بی دردسر رو بیشتر می خوای!!"
تد تیشرتش و انداخت:
"نکته ی خوبیه!!"
قبل از اینکه بدونه،هر دو روی تشکِ ناهموار بودند و تد داشت دوباره می بوسیدش. دستهاش دورِ لپ های برهنه ی باسنش حلقه شدند و یکی از انگشتهای شستش زیرِ قسمتِ بالاییِ پارچه ی ابریشمی که روی شکافِ باسنش قرار داشت لغزید و گفت:
"من واقعا از سکس لذت می برم."
romangram.com | @romangram_com