#به_همین_سادگی_پارت_88


-پس فردا. که چی؟ به چی می‌خوای برسی؟ به حرف‌های نفیسه؟ مگه من الان کم دیدم آدمی رو که اطرافم پولدار بودن و به قول امروزی‌ها باکلاس؟!

دست‌هاش رو توی جیب شلوارش فرو کرد.

-نه خب، ولی محیط دانشگاه فرق می‌کنه و یه تجربه‌ی جدیده.

-نزدیک سه سال و نیم رفتی، فقط یه ترم مونده بود درست تموم بشه که انصراف دادی؛ ولی ندیدم عوض بشی تو این محیطی که به قول خودت فرق داره.

نفس پرصداش این‌بار آروم‌تر بود که گفتم:

-راضی نیستی انصراف میدم.

تند گفت:

-من کی همچین حرفی زدم؟ اتفاقاً خیلی هم خوبه، وقتی شنیدم قبول شدی خوشحال شدم.

پوزخند زدم بی‌اختیار و من امشب جایی نزدیک احساسات دلم درد می‌کرد.

-جداً؟!

romangram.com | @romangram_com