#باورم_شکست_پارت_352

- آره قربونت برم . دیروز بازم سردرد میگرنی گریبانشو گرفت.
- آخ... از اون ...
- آره، این شد که امروز نای بلند شدن هم نداشت.
- باشه..سلام برسونید و بگید بعداً به من زنگ بزنه.
"چشم" ی گفت و خداحافظی کرد.

- آرزو بود؟
- آره. می گفت چرا نیومده و از این حرفها...
- حالا تا خود شب پیغام میفرسته.
خنده ی هر دوشان بلند شد؛ می شناختنش مثل کف دست. ساده بود و بامزه. جانش بود و یلدا. حاضر جواب اما مؤدب. یک دانه ای بود این دختر. دوست بود و پای دوستی اش ثابت قدم
- سلام.چرا من رو بیدار نکردین؟
- بیدار برای چی؟
- کلاس داشتم امروز؟
- با این حال بری دانشگاه کارایی داری؟

romangram.com | @romangram_com