#باورم_شکست_پارت_323
- این حرفها چیه بابا جان، من باید توضیح می دادم. در ضمن شما چیزی نگفتید.
- به شدت معتقد هستم نباید در مسائل شخص کسی دخول کرد.
- الان داری به من می گی سؤال خصوصی و شخصی نپرسم؟
انگشت شستش را روی پیشانی اش کشید و نفسش را بیرون داد. حاضر جوابی اش را از پدر بزرگش به ارث برده بودو این هم چیز عجیبی نبود.
- اصلاً قصد توهین نداشتم.معذرت خواهی می کنم اگر سوء تفاهم شد.
- زنده باشی بابا جان ، شوخی کردم. ببخشید.
- خواهش می کنم نفرمایید. من احترام خاصی برای شما قائل هستم.
- شما لطف داری. کی بر میگردی بابا جان؟
- من جمعه بر میگردم. ترجیحاً بهتر می بینم شنبه دیداری داشته باشیم.
- خستگی سفر...
- من رسیدم تهران با شما هماهنگ می کنم.
- زنده باشی بابا. از طرف ما هم نائب الزیاره باش مهندس جان.
نگاهش گیر قاب عکس اتاق شد . حرم آقا...
romangram.com | @romangram_com