#بر_خاک_احساس_قدم_میگذارم_پارت_208

با همون لحن گفت:پس میشه بگی دقیقا کی رو گفتی؟

ریلکس با دست ازادم یه تخم مرغ گذاشتم دهنم و جواب دادم:خودت رو گفتم..افرین..ضریب هوشیت بالائه..بهت امیدوار شدم.

لیوان اب پرتقالش رو یه نفس سر کشید و چیزی نگفت! خندم گرفت..حرص دادنش عجیب به دلم نشست!..

***

-اون خیلی ساده ست..

-ولی اونم خیلی پر زرق و برقه..دوستش ندارم. از لا به لای حلقه ها یکی رو نشونه گرفت و گفت:

-نظرت درباره اون چیه؟نه خیلی ساده ست نه خیلی نگین دار..فکر کنم تو دستت قشنگ بشه..با موافقتم درباره سلیقه اش، وارد مغازه شدیم و ارسام مشخصات حلقه پشت ویترین رو به فروشنده داد تو این مدت خودم رو مشغول دیدن دستبندها کردم.

-بفرمایید..این یکی از بهترین و پر فروش ترین کارهامون هست..نگین هاشم برلیانه اصله.. حلقه رو از تو کاور بیرون کشیدم و داخل انگشتم کردم ..کاملا اندازه بود و به دستای کشیده و ظریفم خیلی میومد.

-خب نظرت چیه؟

-قشنگه..تو چی میگی؟

-به نظر منم خیلی قشنگه،جفت مردونه اش هم خیلی شیک و مردونه پسند بود..

حلقه ها رو که با نظر هم انتخاب کردیم با شنیدن قیمتش مغزم سوت کشید و ارسام بی چون و چرا مشغول پرداخت مبلغ شد.چیزی نگفتم و دوباره به ویترین دستبند ها نگاه کردم..میون اون همه دستبند ای مختلف یکیش بدجوری به دلم نشست..مدلش یه جوری خاص بود..کاملا ظریف بود و پروانه های ریزی که سه تا در میون اویزون شده بود زیباییش رو دو برابر میکرد..صداش کنار گوشم بلند شد:

-خیلی قشنگ و ظریفه..مطمئنم تو دستت خیلی ناز میشه. بعد به فروشنده اشاره کرد که اون رو بیاره.

-ولی من که....

دستبند رو از جعبه دراورد و دو رمچ دستم بست.:

-دوستش داری؟

اروم جواب دادم:من که به دستبند احتیاجی ندارم!..

فروشنده-جناب باید بگم خانومتون خیلی خوش سلیقه هستن هر کسی اینجور مدلهای خاص رو نمیپذیره..اکثر خانمها سراغ دستبندهای وزن دار میرن..ولی این کار در عین ظریفی و سادگیش یکی از بهترین هاست..

ارسام با لبخند گفت:بسیار خب..این رو هم میبریم..اجازه مخالفت کردن بهم نداد و بالاخره با خرید حلقه ها و دستبند از مغازه خارج شدیم.


romangram.com | @romangram_com