#باغ_پاییز_پارت_443
-خدا رحمتشون كنه.
-متشكرم.اميدوارم خدا بهتون صبر بده.
پوزخند زدم و سكوت كردم و او ادامه داد:
-غرض از مزاحمت اين بود كه اقاي ارغوان پيش از فتشون از من خواستند مسئله اي رو با شما درميان بگذارم و تاكيد كردند كه حتماً قبل از خواندن وصيت نامه كه در پايان مراسم سوم ايشان قرائت ميشه با شما تماس بگيرم .
نفس عميقي كشيدم و گفتم:
-خوب امرتون؟
-گويا ايشون يكي از ملكهاي خودشون رو به نام شما كردند و بنده هم در باب همين مسئله با شما تماس گرفتم.
با تعجب پرسيدم:
-به نام من؟
-بله. خونه باغي كه در زعفرانيه قرار داره...
romangram.com | @romangram_com