#عاشق_یک_پسر_بد_شدم_پارت_124
اشک هایی که خیلی وقت بود به زور جلوی ریزششون رو گرفته بودم از چشم هام سرازیر شدند. با صدای گرفته ای گفتم: هیچی فقط تو... زیاد به حرفم فکر نکن... من نمی دونم...
اصلا نمی دونستم چی بگم یه جورایی هول کرده بودم. عکس العمل سوشا برام عجیب بود خب انتظار داشتم سرم داد بزنه ولی این جوری با بهت و گنگی نگاهم نکنه. توی چشم هام خیره شد. خدای من اون چشم های آبی چرا مات و مبهود من رو نگاه می کردند مگه این حرف برای سوشا عادی نبود! مگه هر روز این حرف رو از یه دختر نمی شنید پس چرا این طوری شده بود؟
-هانا گریه نکن خب، به من بگو، حرفت رو تکرار کن.
نالیدم
-من گفتم دوست دارم سوشا آره من دوست دارم. عاشقتم، نمی تونم بودنت رو با کس دیگه ای رو تحمل کنم کارهات عذابم می ده برای همین دیشب از مهمونی رفتم.
دیگه آب از سر من گذشته بود چه یه یک وجب چه صد وجب. بزار بفهمه که دوسش دارم. بزار بفهمه این مدت چقدر بخاطر کار هاش عذاب کشیدم. نگاهم به چشم های سوشا افتاد که قرمز شده بود انگار که اشک درون چشم هاش جمع شده بود و هر لحظه ممکن بود که از چشم هاش سرازیر بشن. با دقت نگاهش کردم که روش رو به سمت جلو برگردوند و شیشه رو پایین داد و دستش رو روی لبه پنجره ماشین گذاشت. آروم صداش کردم اما اصلا جوابم رو نداد. اشک هام با سرعت بیش تر از چشم هام پایین می اومدند و روی دست هام می ریختند.
فضای ماشین واقعا خفه کننده بود. تحمل اون سکوت برام عذاب آور و سخت بود.
خدا چرا من این حرف رو زدم، اگه دیگه نخواد من رو ببینه، اگه دیگه حتی نتونم از دور هم ببینمش چی؟
وای خدا، داشتم می مردم چشم هام سیاهی می رفتند و حالم خیلی بد بود. فقط امیدوار بودم تا وقتی که به خونه برسم بتونم طاقت بیارم. بینیم رو بالا کشیدم و اشک هام رو پاک کردم.
سوشا ماشین رو نگه داشت، به اطراف نگاه کردم وای به خونه رسیده بودیم و من اون قدر فکرم درگیر بود که اصلا نفهمیدم که کی رسیدیم. در ماشین رو باز کردم که صدای سوشا باعث شد که از پیاده شدن منصرف بشم و به سمتش برگردم.
-هانا از این به بعد نه من و نه تو. من نمی دونستم که تو همچین حسی به من داری وگرنه هیچ وقت نزدیکت نمی شدم و من فقط تو رو یه دوست می بینم پس لطفا دیگه سمت من نیا نمی خوام دیگه به هیچ عنوان ببینمت. برو به سلامت.
توی طول حرف زدن اصلا به من نگاه نمی کرد فقط به جلو خیره شده بود. لال شده بودم این چی گفت من برم برای همیشه دیگه نمی خواد من رو ببینه!؟
romangram.com | @romangram_com